پناهگاه اشکهایم
ساحل بهانه ای است تا هرز گاهی
بغض هایم را در خلوت آن در پناه صخره ها
روی شن های نرم و در هیجان موج ها خالی کنم
و بگویم دریا دوست داشتنی است مانند مادرم و سخاوتمند همانند پدرم
دریا هم چون من مجنون و شیدا ست
افسوس
که نمی دانم او در فراق کی این همه ناله می کند
و سرش را به صخره ها می کوبد و آه و زاری می کند
دریا را دوست دارم
زیرا هر گاه تو نیستی شانه اش پناهگاه اشک های من است
دوستدار شما
داداش کوچولوتون
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط امیر
|
