عادت تکراری
افتابم
با وجود آسمانی خسته ازیک تکه نور
تشنه یک ذره نور
گم درون خویشتن خالی و پوچ
کودکانه
دخترانه
ریشه یک جاهلیت در وجودم جاری است
دشنه ها و زخم مردان کاری است
بر درخت زندگی
آفتابم تشنه یک ذره نور
ذره ای بیداری و اندیشه در جسم زمان
آفتابم ....
گاه بیداری مگر در چشم این انسان منگ
فصل گرد افشانی است؟!!!
ای دریغا ای دریغ.....
خنده بر لبهای جمع٬
نقشی از شادی که نیست!
یک عادت تکراری
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط امیر
|
