دلـتنـگـــی
گردونه ء شب آرام آرام پیش می آید و همه جا را
در تاریکی و خاموشی می برد
شب را دوست دارم شب سکوت است
و آرامش دنیا دنیای دیگری است
همراه نسیم شب به آسمانها پرواز می کنم
هیچکس خلوتم را بر هم نمی زند
در برابر ستارگان زانو بر زمین مینهم
تا به سرود روشنایی گوش فرا دهم
به اختران درخشان می گویم
نازنینان مرا امشب نورباران کنید
اما افسوس خیلی زود
از کنار افق ابرهای شوم به راه می افتند
و این شعاع دلپذیر را می پوشانند
و دوباره همه چیز و همه جا به ظلمت تبدیل می شود
من می مانم و دلتنگی برای او
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط امیر
|
